
از زندگانيم گله دارد جوانيم
شرمنده ى جوانى از اين زندگانيم
دارم هواى صحبت ياران رفته را
يارى كن اى اجل كه به ياران رسانيم
پرواى پنج روز جهان كى كنم كه عشق
داده نويد زندگى جاودانيم
چون يوسفم به چاه بيابان غم اسير
وز دور مژده ى جرس كاروانيم
گوش زمين به ناله ى من نيست آشنا
من طاير شكسته پر آسمانيم
گيرم كه آب و دانه دريغم نداشتند
چون ميكنند با غم بى همزبانيم
اى لاله ى بهار جوانى كه شد خزان
از داغ ماتم تو بهار جوانيم
گفتى كه آتشم بنشاني، ولى چه سود
برخاستى كه بر سر آتش نشانيم
شمعم گريست زار به بالين كه شهريار
من نيز چون تو همدم سوز نهانيم
*شاعر:محمد حسین بهجت تبریزی(شهریار)

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه 28 فروردین1387
|
باسلامی دوباره...

*وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علي شريعتي)
*دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند ( دكتر علي شريعتي )
*وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دكتر علي شريعتي)
*اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است ( دكتر علي شريعتي )
*اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي شريعتي)
*اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)
*به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)


نوشته شده توسط غزل در شنبه 24 فروردین1387
|

سلام دوستان گرامی
حال و احوالتون چطوره؟انشاالله که تعطیلات خوبی رو گذرونده باشید.اینم یه چند تا خبر برای شما دوستان خوبم
موفق باشید.

نگهداري پيازگل سنبل در يخچال
جام جم آنلاين: پياز گل سنبل را مي توان براي کاشت دوباره در يخچال نگهداري کرد و آن را براي نوروز سال بعد بار ديگر زينت بخش سفره هفت سين كرد.
به گزارش واحد مرکزي خبر، گل سنبل يکي از گلهاي بومي ايران است که در ايران باستان در کنار سفره هفت سين قرار مي دادند.
تقوي کارشناس جهادکشاورزي، گل سنبل را از خانواده گل هاي سوسني معرفي کرد و گفت: اين گل در طيف رنگهاي اصلي قرمز، زرد، بنفش و سفيد وجود دارد.
وي دماي مناسب براي نگهداري اين گل را 25 درجه سانتيگراد دانست و گفت: پياز اين گل را مي توان پس از پژمرده شدن گل، از خاک جدا کرد و چند ماه براي کاشت دوباره، در يخچال نگهداري کرد و دوباره آنرا کاشت.
وي افزود: اين گل بايد در خاک سبک ماسه اي و با آبياري کم نگهداري شود.
*********************
خانواده سبز:بابای بی لحم پاشو پام اووف شد...

*************
ماجراي زنده به گور شدن «محمدرضا شريفينيا»
خبرگزاري فارس: تهيهكننده «پيامك از ديار باقي» با بيان اينكه «محمدرضا شريفينيا» در اين سريال واقعا زنده به گور شد، گفت: قبل از پخش براي اين سريال تبليغات كافي صورت نگرفت و گرنه ما در جذب مخاطب ركورد بيسابقهاي ميزديم
سيدامير سيدزاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت درباره بازي «محمدرضا شريفينيا» در اين سريال و تصويربرداري مربوط به بخشهاي قبرستان و گور نيز گفت: به نظر من شريفينيا در دوران بازيگري خود سختترين نقش را در اين سريال بازي كرده است به خاطر اينكه براي بدست آوردن آن واقعيتهاي لازم در ارتباط با زنده به گور شدن و حالتهاي مختلف او در قبر و اتفاقاتي كه بيرون از قبر ميافتاد، ناچار شديم شريفينيا را بصورت واقعي در قبر بگذاريم و كار تصويربرداري را انجام دهيم.
وي تصريح كرد: براي بهتر انجام شدن اين بخش، قبري تهيه كرده و دوربينها را از زواياي مختلف در آن كاشته بوديم. محمدرضا شريفينيا در گور بود و ما روي آن را با تمهيداتي پوشانده و آنچه مخاطب ميديد، عكس العملهاي واقعي شريفينيا در تنهايي خانه قبر بود.
مثلا در آن لحظهاي كه او در قبر زنده به گور شد، پس از آنكه در قبر قرار گرفت، واقعا مانند يك فردي كه زنده به گور شده باشد تلاش كرد تا كفن را باز كرده و صورت خود را باز كند و دوباره تاكيد مِيكنم كه تمام اين حركات
به طور واقعي رخ داد و بيننده فقط حركات واقعي او را در قبر ميديد و هيچ چيز مصنوعي نبود.
وي در ادامه درباره ساخت سريال نيز گفت: اين مجموعه تلويزيوني مجموعهاي بود كه ما حداقل بايد6 الي 7 ماه براي ساخت آن زمان ميگذاشتيم اما توانستيم آن را در 2 ماه بسازيم و عواملي چون داستان خوب، كارگردان خوب، بازيگران مطرح و نگاه تازه به مقوله طنز در موفقيت آن تاثيرات بسزايي گذاشت.
.....
تا درودی دیگر بدرود...

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه 19 فروردین1387
|